بایگانیِ فوریه, 2010
بعد از این همه سال، امروز یک نفر پرسید که نسبتی با موسی جاننثاری دارم یا نه! چهرهاش میخورد که عقایدش به اصولگراها نزدیک باشد( این هم مدلی از نوشتن که به هیچکس بر نخورد!)
یعنی دانستن نظر کسی که علاقهمندم که استاد راهنمای من باشد، (در مورد راهنما بودن،موضوع، و شروع کار) اینقدر تأثیر میگذارد که پایان این بیحوصلگی لعنتی این روزها بشود؟
زندگی همچنان میگذرد. همچنان ترجمه کتاب به شکل شل و ول در حال پیشروی است. مقاله نوشتن و پایان نامه هم قرار است اضافه شوند. زبان سوم-آموزی آرام و بی سر و صدا به سمت خوبی میرود، اما آمادگی برای GRE کلاً تکانی نخورده است. به سمت انجام طرح پژوهشی خارج از دانشگاه هم در هالهای از ابهام ماندهاست
کلاً اوضاع خوبی است! همه چیز دارد خوب پیش میرود:D
سهیلا
برای استاد محترم، طرح پژوهشیام را ایمیل کردهام. اسم فرستندهی ایمیل که سهیل جاننثاری است، امضای نویسنده هم که سهیل جاننثاری است( هم انگلیسی و هم فارسی) لیست حضور و غیاب هم هست. استاد برداشتهاند یک نوت به فایل پیدیاف الصاق کردهاند، فایل را با اسمی دیگر ذخیره کردهاند و ایرادات را نوشتهاند. منتها اسم فایل را اینجوری انتخاب کردهاند:
Soheila jannesari regional study